X
تبلیغات
حقوقی - مسولیت کیفری اطفال

حقوقی

مسایل حقوقی و قضایی

مسولیت کیفری اطفال

تاریخچه مسئولیت کیفری اطفال:

 مسئولیت کیفری کودکان از دوران باستان مطرح بوده است . در اوستا دوره کودکی به دو مرحله از آغاز تا هفت سالگی و از هفت سالگی تا پانزده سالگی ، که شروع عقل و مسئولیت اجتماعی است تقسیم شده است . که در دوره اول شخص غیر مسئول بوده و در دوره دوم در صورت ارتکاب جرم مجازاتی خفیف تر از مجازات بزرگسالان در مورد آنها اعمال می شود .

 

مسئولیت کیفری در ادوار مختلف :

 در ایام باستان در بسیاری از موارد مجازات جرایم غیر عمدی نیز شبیه مجازات جرایم عمدی بود . درمجموعه قوانین حمورابی(ششمین پادشاه سلسله اول بابل) که یکی از جالب ترین و قدیمی ترین قوانین جزایی است گفته شده :

 "اگر جراحی خسارت جسمی فاحشی به مریض وارد آورد مقرر است که دست اورا قطع کنند . و یا اگر فرزند شخص بزرگی را به هلاکت رساند پسر همان جراح را باید به عوض به قتل رساند "

 اساس مجازاتها و قوانین حمورابی اصولا قصاص است . دندان ، برای دندان ، چشم ، برای چشم و ...

 ولی در قوانین حمورابی در عین حال استثناء نیز وجود داشت . بین توانگران و مستحقان و آزادگان و بردگان ، طبقه اشراف و عوام در مجازاتهای تحمیلی فرقهای زیادی به چشم می خورد .

 نوع دیگر قصاص ، قصاص کورکورانه بوده که صدمه وارد شده به هر قیمتی باید جبران می شد . واهمیتی نداشت که چه کسی مورد آزار و صدمه قرار می گیرد . که این طرز تفکر با پیدایش ملتهای متمدن از بین رفت . طبق الواح یازده گانه سارقین و متجاوزین به محصولات کشاورزی به فجیع ترین وضع مجازات می شدند .

 ولی اطفال بزهکار به با لغ و غیر با لغ تقسیم و در صورت ارتکاب جرایم فوق به جبران خسارت و پرداخت تاوان جریمه یا تنبیه بدنی محکوم می گردیدند .

 طفل غیر بالغ به کسی اطلاق می شد که قوه تمییز نداشت.تعیین عدم قوه تمییز ، از اختیارات دادرس بود ، و به وسیله آزمایش جنسی توسط کارشناس به عمل می آمد .

 نکته ای که ذکر آن ضروری است ، آن است که در کشورهای اروپایی با اینکه علی الاصول اطفال به علت صغر سن ، از کیفیات مخففه استفاده می نمودند ، لیکن دادگاهها نیز حق داشتند که در موارد خاص اطفال بزهکار را از برخورداری از کیفیات مخففه محروم نمایند .

چنانچه در قرن چهارم پارلمان فرانسه طفل یازده ساله ای را که به وسیله ضربات سنگ به طور بیرحمانه دیگری را کشته بود ، به علت وجود جنایت و خباثت به مرگ محکوم کرد .

 

در مذاهب مختلف :

 با ظهور دین مسیح ، عقاید اخلاقی فلاسفه ، آمیخته با افکار مذهبی گردید . رحم و شفقت و نیکوکاری که یکی از اصول مذهب مسیح است ، سبب شد تا روحانیون به فکر اصلاح و تربیت بزهکاران افتاده و در هدایت و حمایت اطفال بی پناه ، سعی و جدیت کافی به عمل آورند تحت تاًثیر عقاید آنان از طرف مجمع عمومی روحانیون مسیح پیشنهاد شد ، که به زندانیان مخصوصا اطفال کار دستی آموخته شود و آنان اجازه خواندن کتب مذهبی را داشته باشند .

 در مورد خاصیت عمومی حقوق جزای اسلام باید خاطر نشان نمود که در این دوره قوانین جزایی تحت تأثیر تعالیم اخلاقی قرار گرفته است . هدف مجازات حفظ نظم و خیر اجتماع و قصاص مایه حفظ زندگی انسانهاست . اجرای قصاص و سایر مجازاتها باید به موجب حکم حاکم و تحت نظارت او صورت بگیرد .

همه این نکات یک معنی را اثبات می کند و آن این است که همه مجازاتها در این دوره از تاریخ بر اساس انتقام شخصی و غریزه انتقام بنا شده است .

 یکی از شرایط اعمال مجازات دارا بودن مسئولیت و آن هم مسئولیت اخلاقی است . و تا زمانی که مسئولیت نداشته باشد ، قابل تعقیب و مجازات نیست . بدین نحو که مرتکب عاقل وبالغ و مختار وآ گاه به حرمت عمل ارتکابی باشد . بنابراین اگر یکی از ارکان اربعه مسئولیت و از جمله بلوغ موجود نباشد حاکم شرع اجازه ندارد حکم حد یا قصاص جاری سازد .

 

در مکتب کلاسیک :

 چون اطفال بزهکار به علت صغر سن ، از فهم و شعور کمتر برخوردارند ، لذا قانونگذاری بایستی در میزان مجازات آنان به علت همین صغر سن تخفیف قائل گردد . مجازات اعدام در مورد اطفال کمتر از شانزده سال که بدون قوه ممیزه مرتکب جنایتی می شدند ، اجرا نمی گردید و مجازات آنان بیست سال حبس در دارالتاًدیب بود . مجازات اطفال کمتر از شانزده سال که با قوه ممیزه مرتکب جرم می شدند ، به مراتب خفیف تر از مجازات بزرگسالان بوده است .

 

شرایط مسئولیت اطفال بزهکار در مکتب کلاسیک:

 مکتب کلاسیک ترکیبی از سودمندی مجازات و عدالت مطلق است . طرفداران مکتب مزبور معتقدند که انسان با اراده کامل و سنجش قبح نتایج اعمال خود مرتکب جرم می شود ، لذا به اقتضای عدالت و به منظور تنبیه و ارعاب دیگران و تاًمین دفاع اجتماعی باید مجازات شود مکتب کلاسیک فقط به عمل انجام شده ، یعنی جرم توجه دارد و به هیچ وجه مجرم را از لحاظ جسمی و روحی مورد ملاحظه قرار نمی دهد .

 تحت تأثیر عقاید مکتب کلاسیک که معتقد به دفاع اجتماعی و ارعاب دیگران از طریق اعمال مجازات نسبت به بزهکار است ، قوانین جزایی بسیارشدیدی تدوین گردید وعدالت دستخوش خشونت شد ، تا آنجا که عده ای از صاحب نظران ، مخالفت نموده و زمینه را برای ظهور مکتب جدیدی آماده ساختند که بنام مکتب نئوکلاسیک معروف گردید .

 در مکتب کلاسیک مجرمین خردسال را به زندانهای معمولی اعزام می کردند ، نتیجه آن این بود که اطفال بزهکار وقتی از زندان یا دارالتاًدیب خارج می شدند ، به مراتب فاسدتر و خطرناک تراز موقعی  بودند که به دارالتاًدیب اعزام شده بودند . سیستم مکتب کلاسیک منطبق با واقعیت های علمی نبود .

 

شرایط مسئولیت اطفال بزهکار در مکتب تحققی (اثباتی) :

 بانیان این مکتب بزه را بیماری اجتماعی تلقی می کنند  و معتقدند که مجازات عکس العمل اجتماعی جرم است و بایستی وسیله دفاع جامعه علیه بیماری جرم باشد .

 در این مکتب تأیید شده که در رسیدگی به جرایم اطفال نباید از عللی که موجب پیدایش بزه گردیده صرف نظر نماییم . بهترین راه مبارزه با اطفال بزهکار تعیین علت بزهکاری و تعیین عکس العمل متناسب با توجه به شخصیت واقعی طفل بزهکارمی باشد . این همان رویه ای که اغلب قانونگذاران واقع بین درمورد اطفال و نوجوانان بزهکار پیش بینی نموده اند .

 مؤسسین مکتب تحققی ، سودمندی مجازات را با ارعاب دیگران رد کرده و اجرای مجازات را فقط ازنظر حفظ جامعه از خطر بزهکاران تاًیید می کنند .

 تحت تاًثیر عقاید مکتب تحققی ، قوانین خاص اطفال تدوین دادگاههای اطفال تشکیل و اختیارات قاضی اطفال در اجرای روشهای اصلاحی و تربیتی و یا درمانی پس از شناسایی شخصیت اطفال و عدم ارتکاب جرم تا سن معینی نامحدود اعلام شد .

 

منابع:

 ژرژ لواسوروژان امبر. قدرت قضاوت میر غضبان .. پاریس-1

جعفری لنگرودی. محمد جعفر.تاریخ حقوق ایران از انقراض ساسانیان تا آغاز-2

*-مؤسسین مکتب کلاسیک از عقاید کانت،بکاریا و بنتام الهام گرفته اند این مکتب ترکیبی از سودمندی مجازات و عدالت مطلق را ارائه داده و معتقدند که باید "اصل قانونی بودن جرم و مجازات "در قوانین پذیرفته شود و مجرم برای ارعاب دیگران و پیشگیری از تکرارجرم باید مجازات شود.از نظر بنیانگذاران مکتب مذکور مبنای مسئولیت نقض قرارداد اجتماعی است.(ژان ژاک روسو"عقد قراردادهای اجتماعی")

             

**-مبنای علمی مکتب تحققی که جرم شناسی از آن الهام گرفته فلسفه تحققی اگوست کنت فیلسوف فرانسوی است که او معتقد است افراد در اعمال و رفتار خود آزادی ندارند بلکه تحت تأثیر عوامل اجتماعی مرتکب جرم می شوند از نظر این مکتب "مسئولیت اجتماعی" بزهکار جایگزین "مسئولیت اخلاقی"خواهد شد.این مکتب مسئولیتاخلاقی مجرم را نفی می کند.این مکتب را می توان بنیانگذار اقدامات تأمینی نامید.(انریکو فری.جامعه شناسی جنایی.)

نویسنده خانم صبوری راد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 21:22  توسط علی اکبر دیبا  |